تبليغاتX
عاشق عشق - سلام عزیزان
خفتن عاشق يكی است، بر سر ديبا و خار*** چون نتواند كشيد، دست در آغوش يار
 

سلام حضور همه دوستان گلم

از اینکه سراغم را گرفتید خیلی ممنون این روزها خیلی سرم شلوغ است.

یک اتفاق بسیار مهم برایم در این روزها  افتاده نمی دانم شاید هم از گذشته های دور این اتفاق افتاده باشد ولی من الآن دانستم.

در این آواخر خیلی حرف های در باره عشق شنیده بودم در باره آثار و علایم آن در یک شخص ولی باورم نمی شد چون هیچ وقت به این فکر نکرده بودم

هیچ وقت فکر نکرده بودم که روزی خودم اسیر آن شوم.

یک دوستی داشتم که فرسخ ها از من دور زندگی می کند که صرف ارتباط از طریق تلفن و ایمل داشتیم. شنیده بودم که وقتی کسی را که عاشقش هستی بیبینی ضربان قلبت بیشتر می شود و گویا صدای قلب خود را می شنوی الآن من هم این طور هستم.

 شاید بگوید که چطور اون را می بینی اون که از تو دور است؟

وقتی به عکسش نگاه می کنم و وقتی که از طریق وب کم نگاهش می کنم این احساس برایم دست می دهد.

با شنیدن آواز او آرامیشی برایم دست می دهد.

شنیده بودم که عشق آنست که بهش نرسی. ولی من هرگز این را قبول ندارم چون مطمئنم که زندگی بدون او برایم اگر ناممکن نگویم می توانم بگویم که خیلی سخت است و این فکر و اندیشه را هرگز قبول ندارم.

هم چیزم شده به هیچ چیز جز او فکر کرده نمی توانم خلاصه عاشق شدم.

 

  من ع ا ش ق شدم

 

 

شب نیست که چشمم آرزومند تو نیست 

وین جانِ به لب رسیده در بند تو نیست

گر تو دگری به جای من بگزینــــی 

من عهدِ تو نشکنم که مانند تــو نیست

 

 

 

+ نوشته شده در  10 Nov 2007ساعت 11:56 قبل از ظهر  توسط بیمار عشق | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
تنگ است دلــــــم ناله بباريد مرا/بي ناله و بي صدا مداريد مرا/
با درد رسيده همزباني كار است/عشقــم زده تنها مگذاريد مرا

نوشته های پیشین
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
دوستان
رايگانت
بزرگترین گالری عکس
و خداوند عشق را آفرید
گالری عکسهای باکیفیت و جدید
کنج خلوتگاه دل من
می نویسم که گریه نکنم
داستان 19 سال تنهایی
شاید این شب به پایان برسد شاید
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان